تبليغاتX
مریمان

 

 

سیمین هم رفت و ما در فراقش همچنان دوره می کنیم شب را و روز را هنوز را

سیمین زیبا زیست و تلاش کرد تا سهم خود را از زندگی بزید. سیمین تلاش کرد تا قصه گوی قصه های تلخ و شیرین ملتی باشد که در دوره های پی در پی شاهد جنگ ها و انقلاب ها و کودتا ها و هجوم و  استعمار و استثمار بودند و در این میان زری وار ایثار کردند. یوسف وار جز حق نجستند و همه هستی خود را در هستی سرزمین شان دیدند. مردمی که که در یکدیگر به چشم شوق می نگریستند و دیده های شان روشن و گیرا عشق را تقسیم می کرد و امیدوار و ارزومند طرح شهری چون بهشت را می کشید. در رویاهایش خواب این سرزمین را می دید و همواره به دنبال این بود که به کسی سلام گوید.

سیمین در داستان هایش از زنان گفت از زنان سرزمینش و آرزوهایی بزرگ برایشان داشت. از کلاس درس گفت و از سال ها معلمی اش و حکایت دختران این سرزمین را نوشت.

سیمین زیاد ننوشت اما آنچه نوشت بر قلب ها حک شد و در خاطره ها ماند و خواهد ماند. سیمین رویاهای قومی ما را نوشت و تعبیر کرد.  

سیمین سلیم و مراد را دوست داشت اما تا جایی که تسلیم ابتذال نشوند. سلیم سیمین ساده و دوست داشتنی بود اما تا آن هنگام که کتابخانه ای داشت و کتاب می خواند و از شریعتی و جلال می گفت. تصویر سلیم تا تسلیم روزمرگی نشد خواستنی بود.

و هستی هستی مان بود. زیبا، هنرمند و عاشق. در جستجوی حقیقت و راستی. فال خودش را خودش می گرفت و با استقامت  و راست بود. درگیر انقلاب و جنگ شد و سرانجامش در کوه سرگردان ناگفته ماند! هستی روایتگر داستان سرگردانی نسل ما بود و زری داستان نسل پیش از ما را روایت کرد.

این روزها از سووشون گفتند و از جزیره سرگردانی و ساربان سرگردانش سخنی نرفت. شاید نمی خواهیم بپذیریم سرگردانی قومی مان را در طول این سال ها و در طول تاریخ. شاید نخواستیم بپذیریم حقیقت بودن و ماندن مان را در این روزگار. شاید دوست داشتیم همواره داستان مان را در آیینه تاریخ ببینیم و داستان تاریخی برایمان ابهام آمیزتر و مرموزتر می نمود. اما سیمین در جزیره سرگردانی و ساربان سرگردان قصه های هزار و یکشبه ما را برایمان برشمرد. از لحظه به لحظه روزهای انقلاب را با همه تلخی ها و خوشی هایش حکایت کرد و از روزهای جنگ که قرار بود نوشته شود و خوانده شود و منتشر نشد و یا نخواست منتشر شود!

منتظر ماندیم تا حکایت هستی را در کوه سرگردان بخوانیم. اما ساربان مان رهسپار نشد و تنها رفت و ما را در منجلاب صحراهای بی آب و علف رها و تنها گذاشت.

 

نوشته شده توسط مریم حسینی در ساعت 7:16 | لینک  | 

شنبه بعدازظهر: سنایی و ناصرخسرو دانشجویان کارشناسی ارشد، زبان تخصصی 2

یکشنبه ساعت ده صبح مکتب های ادبی جهان دانشجویان دکتری، ساعت یک ادبیات معاصر ایران دانشجویان زبانشناسی ارشد

دوشنبه ساعت سه سنایی و ناصرخسرو دانشجویان کارشناسی ارشد

نوشته شده توسط مریم حسینی در ساعت 23:22 | لینک  | 

شعر فمنیستی نویافته ای از پروین اعتصامی

درج شده در نشریه پژوهش زنان دانشگاه تهران پاییز 89

آغاز جنبش فمنیستی زنان در ایران، مصادف با سال های انقلاب مشروطه و دوره پهلوی اول است. زنان روشنفکر اهل قلم ایران، با تأسیس مدارس دخترانه و انجمن های زنان و نشر نشریات ویژه بانوان نخستین گام های خود را به سوی آزادی جامعه زنان برداشتند. البته نادیده نباید انگاشت که عده ای از ایشان با سروده های خود در این دوران پیشگام آزادیخواهی و استیفای حقوق زنان بودند. در میان شاعران نام آَشنای این دوران، پروین اعتصامی از جمله بهترین هاست. وی که از مرتبه ای بالا در شاعری برخوردار است، اشعاری در حمایت از حقوق زنان و حفظ حرمت و اهمیت ایشان سروده است. دیوان این بانوی شعر ایران مملو از اشعاری است که در آن همواره به طرفداری از زنان و دختران و مادران پرداخته و گاه در اشعاری برعلیه نظام مردسالار حاکم قدعلم کرده است. موضوع بسیاری از این اشعار اعتراضات انتقادی وی بر جامعه زنان و نظام حکومتی مردانه ایران است.شعر زیر من جمله اشعار گم شده شاعر برجسته ایران پروین است که در میان اوراق زرد و کهنه مجله عالم نسوان بازیافته شد.

باز ايستاده‌ايم!

1.      زان دم كه پا به شارع هستي نهاده‌ايم               گامي دو راه رفته و گامي سِتاده‌ايم

2.      بنيان آفرينش ما مرد و زن يكي است               در شاهراه علم چرا ما پياده‌ايم؟

3.      از حقِ مردمي، ز چه رو دست ما تهي است؟         فرزند آدميم، نه ابليس زاده ايم!

4.      ما را خدا مگر نه سر و عقل و هوش داد          در پشت سر فتاده چرا چون وِساده‌ايم؟

5.      در زير پاي خويش شدستيم پايمال                با دست خود حقوق خود از دست داده‌ايم

6.       گر بيهشان ز باده خرابند، ما ز جهل                 ما بيهشانِ بي خبر از جام و باده‌ايم

7.      سيلي چرا خوريم؟ نه ناچيز پيشه‌ايم                منّت چرا كشيم؟ نه مسكين جراده‌ايم

8.      تا گوش داده، طعنه‌ي پيكان شنيده‌ايم              تا بال و پر گشوده به دام اوفتاده‌ايم

9.      گنگيم زان سبب كه همي بر دهان ما               مشتي رسيده تا به سخن لب گشاده‌ايم

10.  چون شمع، وقت گريه عبث خنده كرده‌ايم                   از سوختن گداخته باز ايستاده‌ايم

11.  هر طايرِ ضعيف شود شاهبازمان                  از بس كه چون كبوتر و گنجشك ساده‌ايم

                                                           (عالم نسوان، سال اول، ش 6، ص 26)

نوشته شده توسط مریم حسینی در ساعت 17:30 | لینک  | 

نشریه علمی - پژوهشی ادبیات عرفانی دانشگاه الزهراء  از نیمه دوم سال 88 حیات خود را آغاز کرده و تاکنون دو شماره از این مجله منتشر شده است. البته شماره سه این مجله مدت سه ماه است که در انتظار کاغذ در چاپخانه دانشگاه الزهراء معطل مانده است. در زیر مشخصات و فهرست مطالب شماره سه این مجله می آید.


 


دوفصلنامة علمي- پژوهشي

 ادبيات عرفاني دانشگاه الزهرا

سال دوم، شمارة 3 پاییز و زمستان 1389

دوفصلنامة ادبيات عرفاني، مجلة تخصصي گروه زبان و ادبيات فارسي دانشگاه الزهراست كه به موجب نامة شمارة 1056/11/3 مورخ 23/6/1388 وزارت علوم، تحقيقات و فناوري، با درجة علمي- پژوهشي از سوي معاونت پژوهشي اين دانشگاه به چاپ مي‌رسد.

 

صاحب امتياز: دانشگاه الزهرا

مدير مسئول: دكتر محبوبه مباشري

سردبير: دكتر مريم حسيني

مدير اجرايي: مينو سيفعلي

ويراستار فارسي: مركز تحقيقات زبان و ادبيات فارسي- اعظم فتحی هل‌آباد

ويراستار انگليسي: ندا عليزاده كاشاني

اعضاي هيئت تحريريه:

دكتر مريم حسيني، دانشيار و عضو هيئت علمي گروه زبان و ادبيات فارسي دانشگاه الزهرا

دكتر حبيب‌الله عباسي، استاد و عضو هيئت علمي گروه زبان و ادبيات فارسي دانشگاه تربيت معلم

دكتر عبدالحسين فرزاد، دانشيار و عضو هيئت علمي گروه زبان و ادبيات فارسي پژوهشگاه علوم انساني

دكتر حسين فقيهي، دانشيار و عضو هيئت علمي گروه زبان و ادبيات فارسي دانشگاه الزهرا

دكتر محبوبه مباشري، دانشيار و عضو هيئت علمي گروه زبان و ادبيات فارسي دانشگاه الزهرا

دكتر مريم مشرف، دانشيار و عضو هيئت علمي گروه زبان و ادبيات فارسي دانشگاه شهيد بهشتي

دكتر مهدي نيك‌منش، دانشيار و عضو هيئت علمي گروه زبان و ادبيات فارسي دانشگاه الزهرا

دكتر عباسعلي وفايي، استاد و عضو هيئت علمي گروه زبان و ادبيات فارسي دانشگاه علامه طباطبايي

چاپ و صحافي: انتشارات دانشگاه الزهرا

حروف‌چين و صفحه‌آرا: زینب نورپور جویباری

طراحي جلد: مريم صمديان

ترتيب انتشار: دوفصلنامه

شمارگان: 1200 نسخه

بها: 10000 ريال

تمام حقوق براي دانشگاه الزهرا محفوظ است.

آدرس: تهران، ونك، دانشگاه الزهرا، معاونت پژوهشي، كد پستي: 1993891176  

تلفن: 85692487

پست الكترونيك:

adabiaterfani@alzahra.ac.ir

adabiaterfani@yahoo.com

شرايط پذيرش مقاله

مقاله‌هاي تحقيقاتي كه حاصل كار پژوهشي نويسنده يا نويسندگان بوده و از ارزش علمي برخوردار باشد،

 براي بررسي و چاپ پذيرفته خواهد شد.

مقاله‌هاي ارسالي قبلاً در مجلة ديگري چاپ نشده باشد و يا هم‌زمان به مجلة ديگري ارسال نشود.

مسئوليت مطالب مندرج در هر مقاله به عهدة نويسنده است.

هيئت تحريريه در رد يا قبول و اصلاح مقاله‌ها آزاد است.

مقاله‌هاي ارسال‌شده بازگردانده نخواهد شد.

چاپ مقاله‌ها و تقدّم و تأخّر آن‌ها مشروط به بررسي و تأييد هيئت تحريرية مجله است.

ضوابط تنظيم مقالات

مقاله‌ها بايد به‌ترتيب داراي بخش‌هاي زير باشد:

-    صفحة اول شامل عنوان كامل مقاله، نام و نام خانوادگي نويسنده يا نويسندگان، رتبة علمي نويسنده يا نويسندگان، گروه تخصصي و دانشگاه مربوط و نشاني الكترونيك. چنانچه مقاله حاصل طرح پژوهشي يا رساله باشد، عنوان طرح پژوهشي يا رساله و نام استاد راهنما نيز درج شود.

-    چكيدة فارسي حدود 200 كلمه شامل بيان مسئله، هدف، چگونگي پژوهش، موضوع مقاله، مهم‌ترين يافته‌ها و نتيجه و كليدواژه‌ها شامل 4 تا 6 كلمه باشد.

-    ارسال چكيدة انگليسي در صفحه‌ای جداگانه شامل عنوان مقاله، نام نویسنده یا نویسندگان، همراه با عنوان مرتبه علمي نويسنده يا نويسندگان، گروه تخصصي و دانشگاه مربوط و رتبة علمی الزامی است.

-    مقدمه شامل طرح موضوع، اهداف تحقيق و معرفي كلي مقاله باشد.

-    متن مقاله شامل مباني نظري، پیشینة تحقیق، بحث و بررسي، فرضيات، ارائة تحليل‌هاي مناسب با موضوع، يافته‌ها و نتيایج و فهرست منابع باشد.

-    پي‌نوشت‌هاي شماره‌گذاري‌شده شامل معادل‌هاي انگليسي و توضيحات ضروري دربارة اصطلاحات و مطالب مقاله، در انتهاي متن و قبل از فهرست منابع درج شود.

-    رعایت نیم‌فاصله در تایپ مقالات الزامی است.

-    مقاله حداكثر در 20 صفحه به صورت تايپ‌شده در محيط word و در چهار نسخه به انضمام لوح فشرده، نامة درخواست بررسي و چاپ مقاله خطاب به سردبير و فرم تعهدنامه ارسال شود.

شيوة درج منابع

-     فهرست منابع در پایان مقاله و بر اساس ‌ترتيب الفبایی نام خانوادگي نويسنده به این صورت درج شود:

كتاب: نام خانوادگي، نام. (سال انتشار). عنوان كتاب. نام مترجم. شمارة چاپ. نام ناشر. محل انتشار.

مقاله: نام خانوادگي، نام. (سال انتشار). «عنوان مقاله». نام مجله. سال و شمارة مجله. نام ناشر. محل انتشار. شماره صفحات مقاله.

پایگاه‌های اینترنتی: نام خانوادگي، نام. (سال انتشار مقاله). «عنوان مقاله». نام نشریة الکترونیکی. دوره. تاریخ مراجعه به سایت. >نشانی دقیق پایگاه اینترنتی<

-    ارجاعات در متن مقاله بین پرانتز (نام خانوادگی، سال: شماره صفحه) نوشته شود. در مورد منابع لاتین، به همان صورت لاتین درج شود.


 

 


 

دوفصلنامة ادبیات عرفانی در پایگاه‌های اطلاعاتی زیر نمایه می‌شود:

 

ـ مرکز منطقه‌ای اطلاع‌رسانی علوم و فناوری                                  www.srlst.com

ـ پایگاه اطلاعات علمی جهاد دانشگاهی                                                               www.SID.ir

ـ پایگاه اطلاعات نشریات کشور                                              www.magiran.com

 

 

 

 

 

تعهدنامة نویسندة مسئول

 

اینجانب................................نویسندة مسئول مقالة .................................................................. که آن را در تاریخ .................. به دفتر دوفصلنامة ادبیات عرفانی ارسال کرده‌ام و با شمارة ........................ در دفتر آن مجله به ثبت رسیده است، متعهد می‌شود این مقاله تا کنون در جای دیگری به چاپ نرسیده است و نیز در حال حاضر برای چاپ تحت بررسی نمی‌باشد. همچنین در طی زمان ارزیابی و تا زمان مشخص شدن نتیجة نهایی مقالة مذکور، آن را به نشریة دیگری ارسال نخواهم کرد. در غیر این صورت، دفتر دوفصلنامه از قبول این مقاله به‌منظور بررسی معذور است.

 

امضای نویسندة مسئول

تاریخ


 

 

 


 

 

 


فهرست

رویکرد عرفانی به داستان حضرت یوسف(ع) در تفاسیر عرفانی

                                خلیل پروینی و سیدعلی دسپ................................................................................................................ 7

حدیث اوائل و بازتاب آن در برخي از متون ادبی- عرفانی (از قرن سوم تا دهم هجري)

                                حسن حیدری ............................................................................................................................................  41

ترس از مرگ در آثار عطار

                                سعید رحیمیان و محبوبه جباره ناصرو............................................................................................... 65

خداوند در رؤیاهای عارفان

                                محمدکاظم کهدوئی و اکرم هدایتی شاهدی...................................................................................... 93

خطاهای اندیشه از دیدگاه فرانسیس بیکن و جست‌وجوی آن در آرای مولانا

                                پروین گلی‌زاده، سیّده سمانه صالحی و سیّد آرمان حسینی آبباریکی .................................... 115

نگرش آيرونيک شمس تبريزي به گفتمان‌ها و نهادهاي جامعة عصر خود

                                داوود پورمظفری ...................................................................................................................................  137

مقایسة تطبیقی سیر کمالجویی در عرفان و روانشناسی یونگ

                                سيد علي‌اصغر ميرباقري فرد و طيبه جعفري.................................................................................. 163

 


 

 

 

نوشته شده توسط مریم حسینی در ساعت 17:1 | لینک  | 

روح من زن است

درج شده در نامه فرهنگستان شماره سوم دوره یازدهم

کتاب روح من زن است" اثر خانم دکتر آن ماری شیمل در سال 1995 در مونیخ به زبان آلمانی منتشر شد. این اثر در سال 1999 در آمریکا توسط خانم سوزان ری[2] به زبان انگلیسی ترجمه و درنیویورک انتشار یافت. کتاب حاوی دوازده فصل است. عناوین فصل ها از این قرار است: زنان و پیامبر، زنان در تصوف، زنان در قرآن و حدیث، زن یا مرد خدا مطالعه ای بر واژه نفس،زنان پیر، مادران، زن تجلی خداوند، عروسان الهی، و در چهار فصل آخر کتاب درباره زنان و وضعیت آنان در پاکستان وهند صحبت می شود. روح زن در شعر هند و پاکستانی، سرگردانی های ساسی، سوهنی مهانوال، عمر مارویی عناوین فصول آخر کتاب است. ما در این مقاله به بررسی و نقد هشت فصل نخستین این کتاب که به طور خاص به فرهنگ عرفانی اسلام و ادبیات فارسی توجه دارد می پردازیم.   خانم شیمل کتاب را به سمیحه آیوردی(1906 – 1993 ) یکی از زنان صوفی ترکیه تقدیم می کند. شیمل می نویسد که بسیاری از دریافت های روحانی خود را مدیون این زن است.   در درآمدکتاب نویسنده از علت تدوین و استنساخ کتاب و منابع مهمی که از آن ها در این اثر استفاده کرده می گوید. کتاب زنان در اسلام نوشته ویبکه والتر[3]، تائو دراسلام نوشته خانم ساچیکو موراتا[4] نقش زنان در تصوف اسلامی نگاشته فریدریش هیلر[5]،کتاب مشهور خانم مارگارت اسمیت[6] که شیمل بارها در آثارش از آن استفاده کرده است با عنوان رابعه عارف و دنباله روان او دراسلام(1928 ) و کتاب زن در آثار شرح احوال نویسان اسلامی که نوشته خانم روت ردد[7] آثاری هستند که مورد توجه و مطالعه و در این تحقیق بوده اند. . جز آثاری که ذکر شد نویسنده از منابعی که در هند و پاکستان وجود داشته است و  در مدت اقامتش در این کشورها با آنها آشنا شده می نویسد. شاهزاده شاه جهان بیگم درنیمه قرن نوزدهم کتابی با عنوان تهذیب النسوان و تربیت الانسان می نویسد. مطالب این کتاب را اشرف علی طناوی در کتاب بهشت زوار می آورد. و پس از آن خانم باربارا متکاف[8] این اثر را باعنوان تربیت زنان  جمع آوری و دوباره چاپ می کند.  در این مقدمه خانم شیمل برای پیشرفت در زمینه مطالعات زنان پیشنهاداتی دارد. من جمله آن ها توجه به مینیاتورهای ایرانی و نقش زن و مطالعه سیمای او در آن هاست. همچنین جمع آوری مجموعه ای از آثار و یا احوال زنان خطاط و کاتب می تواند موضوع خوبی برای گسترش  مطالعات زنان باشد. در زمینه شعرِ زنانِ شاعر، خانم شیمل توجه ما را به کتاب مظهر العجایب فخروی هروی جلب می کند که مجموعه ای از شعر شاعران زن در سند است. وی اشاره می کند که مطالعه پیرامون زنان حاکم و فرمانروا را لویی ماسینیون[9] در یکی از مقالاتش به عهده گرفته بوده است. دراین مقدمه شیمل خواننده کتاب را به جنبه های مختلف تصویر زنان در فرهنگ و ادب و عرفان جلب می کند. یکی از حوزه هایی که در آن متأسفانه تصویری تاریک و کژ از زن در آن آمده ادبیات عامه است. که انباشته از حکایاتی درباره حیله گری و مکاری زنان است. در این مورد تلاش می کند تا جنبه های مختلف نگاه به زن را در حدیث و قرآن مورد مطالعه قرار دهد. او به تناقض دو حدیث اشاره می کند. آن گفته پیامبر که به پیرزنی فروده و چین خورده وعده و بشارت می دهد که زنان دوباره به صورتی زیبا در بهشت محشور خواهند شد و تقابل آن با حدیثی که از حضرت نقل شده و در آن می فرمایند: اکثر اهالی دوزخ را زنان تشکیل می دهند. او همچنین به حدیث دیگر ی از پیامبر اشاره می کند که دران می فرمایند که اگر اجازه داده می شد تا  انسانی بر انسانی دیگر سجده کند می گفتم که زنان درمقابل همسران شان به سجود افتند. شیمل دراینجا به تشابه این جمله با جمله ای از کتاب مقدس اشاره می کند.   درحقیقت درآغاز کتاب نویسنده می کوشد تا پرسش هایی را در ذهن خوانندگان آثار خود مطرح کند که پس از آن در طول کتاب به آنها پاسخ خواهد داد. از نکته های جالب توجه دراین درآمد اینکه شیمل پرسش های بنیادین خود را بدون پیشداوری مطرح می کند. همچنین تسلط بی چون و چرای خود را بر ادب فارسی و عربی و ترکی و هند و پاکستانی نه تنها در مقدمه بلکه در سراسر کتاب نشان می دهد. اما آنچه موجب خرده گیری خواننده منتقد کتاب را می شود، ارجاعات بی حد و حصری است که اغلب بدون مرجع باقی می مانند و مخاطب کتاب به جهت نداشتن منبع مطالعاتی کامل،  دریافت دقیق از بسیاری یافته ها را از دست می دهد. در این کتاب مواردی که مورد استناد قرار گرفته ابیات بسیاری از مولانا در مثنوی و دیوان و همچنین آثار ابن عربی و عطار و سنایی و همچنین سخنان صوفیه است.


ادامه مطلب
نوشته شده توسط مریم حسینی در ساعت 9:29 | لینک  | 

سلام دوستان عزیز

پس از مدت ها بازگشتم. از همه دوستان عزیزی که در این مدت یادداشتی برایشان نگذاشتم پوزش می طلبم.

روزگار است و بازی های آن.

در این مدت البته از دنیای مجازی دور نبودم و به وبلاگ دوستان و آشنایان سر می زدم.

از همه کسانی که در این مدت برای من یادداشتی گذاشتند و اظهار محبت کردند سپاسگزارم.

امیدوارم بتوانم دوباره با مطالبی تازه حضور داشته باشم.


نوشته شده توسط مریم حسینی در ساعت 9:27 | لینک  | 

 

 

بررسی تطبیقی زنده به گور هدایت و سه تار جلال با یادداشتهای یک دیوانه و شنل گوگول

نشریه ادبیات تطبیقی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه کرمان، شماره ۲ بهار ۱۳۸۹

مقاله حاضر به بحث درباره انتشار آثار گوگول در ایران و تأثیر آن بر دو تن از نویسندگان برجسته معاصر یعنی هدایت و آل احمد می پردازد. ادبیات داستانی معاصر ایران در آغاز قرن بیستم سخت تحت تأثیر آثار نویسندگان روس بود و در میان این نویسندگان، گوگول با داستان های طنز و ساده اش  جای ویژه ای داشت. در دوره مشروطه  نویسندگان ایرانی الاصلی که در تفلیس می زیستند و در آنجا با آثار نویسندگان روسیه آشنا شده بودند، سبک ساده و طنزآمیز گوگول را در نوشته هایشان وارد کردند. زین العابدین مراغه ای و آخوندزاده از جمله این نویسندگان بودند که سبک نویسندگی شان موجب بوجود آمدن روشی تازه در نویسندگی در ایران شد..

بسیاری از داستان های گوگول، در آغاز شکل گیری ادبیات جدید ایران به فارسی ترجمه شد و بسیاری از نویسندگان چون صادق هدایت و جلال آل احمد با استفاده از درونمایه ها و شگردهای نویسندگی وی آثاری بوجود آوردند.

اگر نگوییم که صادق هدایت در داستان «زنده به گور» از داستان «یادداشت های یک دیوانه» گوگول برداشت کرده است، می توانیم مطمئن باشیم که مطابق نظریه بینامتنیت، گوگول از جمله نویسندگانی ست که آثارش سخت در داستان های فارسی نفوذ کرده و حضور ناخودآگاه دیوانه گوگول را می توان در زنده به گور هدایت دید. همچنین ممکن است که جلال آل احمد هنگام آفریدن داستان «سه تار» آکاکی آکاکیویچ قهرمان داستان «شنل» را می شناخته است.

 

نوشته شده توسط مریم حسینی در ساعت 19:40 | لینک  | 

 

ثنای سنایی

مجموعه مقالات همایش بین المللی حکیم سنایی، خانه کتاب، ۱۳۸۸

نوشته شده توسط مریم حسینی در ساعت 19:37 | لینک  | 

 

مقایسه تطبیقی سیمای زن در داستان­های هزارویکشب و نگاره­های صنیع­الملک نقاش

 پژوهش زنان، دوره ۱ شماره ۲ بهار ۸۹

چکیده

در مطالعات فرهنگی درباره زن کتاب هزارویک­شب،  مرجع نسبتاً مهمی بوده است. کتاب دربردارنده ده­ها شخصیت زن است که نقش­های کارکردی و اخلاقی گوناگونی را به عهده دارند. به نظر می­رسد که کتاب تنها بازتاب دیدگاه­های رایج یک عصر و منعکس­کننده تجربیات فردی مؤلفانش در رابطه با زنان نیست؛ بلکه برآیند پیچیده­ای از نگاه جامعه به این مقوله و تجربه های گوناگون مؤلفان آن است که در طول ازمنه، فرصت­های موجود برای بیان یک ایده، و یا نحوه برخورد با اندیشه ای را فراهم کرده و ماندگاری یا فنای آن را رقم زده­اند.

حوزه مورد مطالعه در این مقاله، ترجمه فارسی داستان­های هزارویکشب و تعدادی از نقاشی­های صنیع­الملک است. در این مقاله داستان هایی مورد مطالعه قرار گرفته اند که نقش محوری در آن را زنان به عهده دارند. مطالعه سیمای زن در این داستان ها و مقایسه تطبیقی آن با نقاشی های صنیع الدوله هدف مقاله حاضر است.

شهرزاد هزارویکشب برترین نمونه  زنان است که با به تصویر کشیدن موقعیت زنان و توصیف ایشان بعنوان  زن مدبّر، شجاع و دلاور، عاشق­پیشه، هنرمند و اهل قلم، همگرایی کلی­ای را در داستان­ به وجود آورده؛ و سبب شده تا دیگر به نظر تخفیف به زن نگریسته نشود، بلکه خوانندگان داستان او (زن) را مکمّل، همکار و یار و یاور مرد بدانند و برای حل معضلاتش گام بردارند. صنیع­الملک نیز همگام با زبان راوی قصه­ها و رعایت اصول داستان­ها، فضایی دموکراتیک در باب زنان پدید آورده که حاکی از تأثیرگذاری عمیق شهرزاد و دیگر زنان داستان بر وی است.

کلید واژگان: هزارویکشب، زنان، شهرزاد، صنیع­الملک، داستان، تصویر

 

 

نوشته شده توسط مریم حسینی در ساعت 19:33 | لینک  | 

 

سرفصل های مقاله نقد ادبی فمنیستی که در کتاب عیار نقد چاپ خانه کتاب سال ۱۳۸۸ منتشر شده است.

تعریف نقد فمنیستی و تکوین تاریخی آن،پیشروان نقد ادبی فمنیستی،

کارکردهای نقد فمنیستی در ادبیات

1. نقد فمنیستی و ژانرهای ادبی

1-1. زنان­ و داستان (رمان و خاطره­نویسی): آفریدن داستان­های فمنیستی

۱-2.  زنان و شعر

 2. نقد فمنیستی و تاریخ ادبیات:

2-1. پیدا کردن زنان محذوف و پنهان شاعر و نویسنده در تاریخ ادبی

2-2. نوشتن تاریخ ادبیات از منظر زنان

  3. نقد زن خواننده (خواندن آثار مردان):

3-1. بازنمایی تصویر زنان در متون ادبی از منظر نگاه زنانه (تشخیص انواع زن­ستیزی، زن­گریزی یا زن­ستایی در متون ادبی)

3 2. تحلیل قصه­ها و افسانه­ها و داستان­های اسطوره­ای و کهن الگویی

 4. نقد زن خواننده (خواندن آثار زنان با توجه به نقد روانکاوانه، زبانشناسانه، نقد پسامدرن و منطق گفتگویی باختین)

41. توجه به زبان زنانه و شیوه­های خاص نوشتاری زنان

4–2. توجه به روایت زنانه و پیدا کردن شیوه­های روایت خاص ایشان، موضوعات مورد علاقه زنان و بسامد تکرار آنها

 چگونه نقد فمنیستی بنویسیم؟پنج مرحله در شیوه نگارش نقد

پرسش­هایی که هنگام نقد ادبی فمنیستی از خود می­کنیم و تلاش می­کنیم تا پاسخ آن را از درون داستان بیابیم.

 نقد فمنیستی بازی آخر بانو

نوشته شده توسط مریم حسینی در ساعت 19:29 | لینک  |