X
تبلیغات
مریمان - زن و ادبیات

شعر فمنیستی نویافته ای از پروین اعتصامی

درج شده در نشریه پژوهش زنان دانشگاه تهران پاییز 89

آغاز جنبش فمنیستی زنان در ایران، مصادف با سال های انقلاب مشروطه و دوره پهلوی اول است. زنان روشنفکر اهل قلم ایران، با تأسیس مدارس دخترانه و انجمن های زنان و نشر نشریات ویژه بانوان نخستین گام های خود را به سوی آزادی جامعه زنان برداشتند. البته نادیده نباید انگاشت که عده ای از ایشان با سروده های خود در این دوران پیشگام آزادیخواهی و استیفای حقوق زنان بودند. در میان شاعران نام آَشنای این دوران، پروین اعتصامی از جمله بهترین هاست. وی که از مرتبه ای بالا در شاعری برخوردار است، اشعاری در حمایت از حقوق زنان و حفظ حرمت و اهمیت ایشان سروده است. دیوان این بانوی شعر ایران مملو از اشعاری است که در آن همواره به طرفداری از زنان و دختران و مادران پرداخته و گاه در اشعاری برعلیه نظام مردسالار حاکم قدعلم کرده است. موضوع بسیاری از این اشعار اعتراضات انتقادی وی بر جامعه زنان و نظام حکومتی مردانه ایران است.شعر زیر من جمله اشعار گم شده شاعر برجسته ایران پروین است که در میان اوراق زرد و کهنه مجله عالم نسوان بازیافته شد.

باز ايستاده‌ايم!

1.      زان دم كه پا به شارع هستي نهاده‌ايم               گامي دو راه رفته و گامي سِتاده‌ايم

2.      بنيان آفرينش ما مرد و زن يكي است               در شاهراه علم چرا ما پياده‌ايم؟

3.      از حقِ مردمي، ز چه رو دست ما تهي است؟         فرزند آدميم، نه ابليس زاده ايم!

4.      ما را خدا مگر نه سر و عقل و هوش داد          در پشت سر فتاده چرا چون وِساده‌ايم؟

5.      در زير پاي خويش شدستيم پايمال                با دست خود حقوق خود از دست داده‌ايم

6.       گر بيهشان ز باده خرابند، ما ز جهل                 ما بيهشانِ بي خبر از جام و باده‌ايم

7.      سيلي چرا خوريم؟ نه ناچيز پيشه‌ايم                منّت چرا كشيم؟ نه مسكين جراده‌ايم

8.      تا گوش داده، طعنه‌ي پيكان شنيده‌ايم              تا بال و پر گشوده به دام اوفتاده‌ايم

9.      گنگيم زان سبب كه همي بر دهان ما               مشتي رسيده تا به سخن لب گشاده‌ايم

10.  چون شمع، وقت گريه عبث خنده كرده‌ايم                   از سوختن گداخته باز ايستاده‌ايم

11.  هر طايرِ ضعيف شود شاهبازمان                  از بس كه چون كبوتر و گنجشك ساده‌ايم

                                                           (عالم نسوان، سال اول، ش 6، ص 26)

نوشته شده توسط مریم حسینی در ساعت 17:30 | لینک  | 

روح من زن است

درج شده در نامه فرهنگستان شماره سوم دوره یازدهم

کتاب روح من زن است" اثر خانم دکتر آن ماری شیمل در سال 1995 در مونیخ به زبان آلمانی منتشر شد. این اثر در سال 1999 در آمریکا توسط خانم سوزان ری[2] به زبان انگلیسی ترجمه و درنیویورک انتشار یافت. کتاب حاوی دوازده فصل است. عناوین فصل ها از این قرار است: زنان و پیامبر، زنان در تصوف، زنان در قرآن و حدیث، زن یا مرد خدا مطالعه ای بر واژه نفس،زنان پیر، مادران، زن تجلی خداوند، عروسان الهی، و در چهار فصل آخر کتاب درباره زنان و وضعیت آنان در پاکستان وهند صحبت می شود. روح زن در شعر هند و پاکستانی، سرگردانی های ساسی، سوهنی مهانوال، عمر مارویی عناوین فصول آخر کتاب است. ما در این مقاله به بررسی و نقد هشت فصل نخستین این کتاب که به طور خاص به فرهنگ عرفانی اسلام و ادبیات فارسی توجه دارد می پردازیم.   خانم شیمل کتاب را به سمیحه آیوردی(1906 – 1993 ) یکی از زنان صوفی ترکیه تقدیم می کند. شیمل می نویسد که بسیاری از دریافت های روحانی خود را مدیون این زن است.   در درآمدکتاب نویسنده از علت تدوین و استنساخ کتاب و منابع مهمی که از آن ها در این اثر استفاده کرده می گوید. کتاب زنان در اسلام نوشته ویبکه والتر[3]، تائو دراسلام نوشته خانم ساچیکو موراتا[4] نقش زنان در تصوف اسلامی نگاشته فریدریش هیلر[5]،کتاب مشهور خانم مارگارت اسمیت[6] که شیمل بارها در آثارش از آن استفاده کرده است با عنوان رابعه عارف و دنباله روان او دراسلام(1928 ) و کتاب زن در آثار شرح احوال نویسان اسلامی که نوشته خانم روت ردد[7] آثاری هستند که مورد توجه و مطالعه و در این تحقیق بوده اند. . جز آثاری که ذکر شد نویسنده از منابعی که در هند و پاکستان وجود داشته است و  در مدت اقامتش در این کشورها با آنها آشنا شده می نویسد. شاهزاده شاه جهان بیگم درنیمه قرن نوزدهم کتابی با عنوان تهذیب النسوان و تربیت الانسان می نویسد. مطالب این کتاب را اشرف علی طناوی در کتاب بهشت زوار می آورد. و پس از آن خانم باربارا متکاف[8] این اثر را باعنوان تربیت زنان  جمع آوری و دوباره چاپ می کند.  در این مقدمه خانم شیمل برای پیشرفت در زمینه مطالعات زنان پیشنهاداتی دارد. من جمله آن ها توجه به مینیاتورهای ایرانی و نقش زن و مطالعه سیمای او در آن هاست. همچنین جمع آوری مجموعه ای از آثار و یا احوال زنان خطاط و کاتب می تواند موضوع خوبی برای گسترش  مطالعات زنان باشد. در زمینه شعرِ زنانِ شاعر، خانم شیمل توجه ما را به کتاب مظهر العجایب فخروی هروی جلب می کند که مجموعه ای از شعر شاعران زن در سند است. وی اشاره می کند که مطالعه پیرامون زنان حاکم و فرمانروا را لویی ماسینیون[9] در یکی از مقالاتش به عهده گرفته بوده است. دراین مقدمه شیمل خواننده کتاب را به جنبه های مختلف تصویر زنان در فرهنگ و ادب و عرفان جلب می کند. یکی از حوزه هایی که در آن متأسفانه تصویری تاریک و کژ از زن در آن آمده ادبیات عامه است. که انباشته از حکایاتی درباره حیله گری و مکاری زنان است. در این مورد تلاش می کند تا جنبه های مختلف نگاه به زن را در حدیث و قرآن مورد مطالعه قرار دهد. او به تناقض دو حدیث اشاره می کند. آن گفته پیامبر که به پیرزنی فروده و چین خورده وعده و بشارت می دهد که زنان دوباره به صورتی زیبا در بهشت محشور خواهند شد و تقابل آن با حدیثی که از حضرت نقل شده و در آن می فرمایند: اکثر اهالی دوزخ را زنان تشکیل می دهند. او همچنین به حدیث دیگر ی از پیامبر اشاره می کند که دران می فرمایند که اگر اجازه داده می شد تا  انسانی بر انسانی دیگر سجده کند می گفتم که زنان درمقابل همسران شان به سجود افتند. شیمل دراینجا به تشابه این جمله با جمله ای از کتاب مقدس اشاره می کند.   درحقیقت درآغاز کتاب نویسنده می کوشد تا پرسش هایی را در ذهن خوانندگان آثار خود مطرح کند که پس از آن در طول کتاب به آنها پاسخ خواهد داد. از نکته های جالب توجه دراین درآمد اینکه شیمل پرسش های بنیادین خود را بدون پیشداوری مطرح می کند. همچنین تسلط بی چون و چرای خود را بر ادب فارسی و عربی و ترکی و هند و پاکستانی نه تنها در مقدمه بلکه در سراسر کتاب نشان می دهد. اما آنچه موجب خرده گیری خواننده منتقد کتاب را می شود، ارجاعات بی حد و حصری است که اغلب بدون مرجع باقی می مانند و مخاطب کتاب به جهت نداشتن منبع مطالعاتی کامل،  دریافت دقیق از بسیاری یافته ها را از دست می دهد. در این کتاب مواردی که مورد استناد قرار گرفته ابیات بسیاری از مولانا در مثنوی و دیوان و همچنین آثار ابن عربی و عطار و سنایی و همچنین سخنان صوفیه است.


ادامه مطلب
نوشته شده توسط مریم حسینی در ساعت 9:29 | لینک  | 

 

مقایسه تطبیقی سیمای زن در داستان­های هزارویکشب و نگاره­های صنیع­الملک نقاش

 پژوهش زنان، دوره ۱ شماره ۲ بهار ۸۹

چکیده

در مطالعات فرهنگی درباره زن کتاب هزارویک­شب،  مرجع نسبتاً مهمی بوده است. کتاب دربردارنده ده­ها شخصیت زن است که نقش­های کارکردی و اخلاقی گوناگونی را به عهده دارند. به نظر می­رسد که کتاب تنها بازتاب دیدگاه­های رایج یک عصر و منعکس­کننده تجربیات فردی مؤلفانش در رابطه با زنان نیست؛ بلکه برآیند پیچیده­ای از نگاه جامعه به این مقوله و تجربه های گوناگون مؤلفان آن است که در طول ازمنه، فرصت­های موجود برای بیان یک ایده، و یا نحوه برخورد با اندیشه ای را فراهم کرده و ماندگاری یا فنای آن را رقم زده­اند.

حوزه مورد مطالعه در این مقاله، ترجمه فارسی داستان­های هزارویکشب و تعدادی از نقاشی­های صنیع­الملک است. در این مقاله داستان هایی مورد مطالعه قرار گرفته اند که نقش محوری در آن را زنان به عهده دارند. مطالعه سیمای زن در این داستان ها و مقایسه تطبیقی آن با نقاشی های صنیع الدوله هدف مقاله حاضر است.

شهرزاد هزارویکشب برترین نمونه  زنان است که با به تصویر کشیدن موقعیت زنان و توصیف ایشان بعنوان  زن مدبّر، شجاع و دلاور، عاشق­پیشه، هنرمند و اهل قلم، همگرایی کلی­ای را در داستان­ به وجود آورده؛ و سبب شده تا دیگر به نظر تخفیف به زن نگریسته نشود، بلکه خوانندگان داستان او (زن) را مکمّل، همکار و یار و یاور مرد بدانند و برای حل معضلاتش گام بردارند. صنیع­الملک نیز همگام با زبان راوی قصه­ها و رعایت اصول داستان­ها، فضایی دموکراتیک در باب زنان پدید آورده که حاکی از تأثیرگذاری عمیق شهرزاد و دیگر زنان داستان بر وی است.

کلید واژگان: هزارویکشب، زنان، شهرزاد، صنیع­الملک، داستان، تصویر

 

 

نوشته شده توسط مریم حسینی در ساعت 19:33 | لینک  | 

 

سرفصل های مقاله نقد ادبی فمنیستی که در کتاب عیار نقد چاپ خانه کتاب سال ۱۳۸۸ منتشر شده است.

تعریف نقد فمنیستی و تکوین تاریخی آن،پیشروان نقد ادبی فمنیستی،

کارکردهای نقد فمنیستی در ادبیات

1. نقد فمنیستی و ژانرهای ادبی

1-1. زنان­ و داستان (رمان و خاطره­نویسی): آفریدن داستان­های فمنیستی

۱-2.  زنان و شعر

 2. نقد فمنیستی و تاریخ ادبیات:

2-1. پیدا کردن زنان محذوف و پنهان شاعر و نویسنده در تاریخ ادبی

2-2. نوشتن تاریخ ادبیات از منظر زنان

  3. نقد زن خواننده (خواندن آثار مردان):

3-1. بازنمایی تصویر زنان در متون ادبی از منظر نگاه زنانه (تشخیص انواع زن­ستیزی، زن­گریزی یا زن­ستایی در متون ادبی)

3 2. تحلیل قصه­ها و افسانه­ها و داستان­های اسطوره­ای و کهن الگویی

 4. نقد زن خواننده (خواندن آثار زنان با توجه به نقد روانکاوانه، زبانشناسانه، نقد پسامدرن و منطق گفتگویی باختین)

41. توجه به زبان زنانه و شیوه­های خاص نوشتاری زنان

4–2. توجه به روایت زنانه و پیدا کردن شیوه­های روایت خاص ایشان، موضوعات مورد علاقه زنان و بسامد تکرار آنها

 چگونه نقد فمنیستی بنویسیم؟پنج مرحله در شیوه نگارش نقد

پرسش­هایی که هنگام نقد ادبی فمنیستی از خود می­کنیم و تلاش می­کنیم تا پاسخ آن را از درون داستان بیابیم.

 نقد فمنیستی بازی آخر بانو

نوشته شده توسط مریم حسینی در ساعت 19:29 | لینک  | 

دوشنبه ۱۷ اسفند ۱۳۸۸

 

 كتاب «ريشه‌هاي زن‌ستيزي در ادبيات كلاسيك ايران» تاليف مريم حسيني كه عملا از سهم بزرگان ادبي ما در شكل‌گيري اين ستم و اين مرگ‌آفريني سخن مي‌گويد، به من اين جرات را مي‌دهد كه آن را كلامي تازه بر فرهنگ فارسي بدانم، هرچند پيش از اين هم فرزانگاني، مثل نغمه ثميني با تحليل هزار و يك شب و نويسندگاني كه نام‌شان در پانوشت كتاب زن‌ستيزي آمده در اين زمينه آثاري منتشركرده بودند. شايد ويژگي اين اثر در اين باشد كه دادخواهي همواره زنان را در پرتو حركت‌هاي اجتماعي امروز آنان معنايي تازه دهد؛ در تقابل با پيش انگاشته‌هاي مردمحور ادبيات سنتي را بارزتر كند و ما را با اين پرسش روبه‌رو كند كه ادبيات سنتي ما جز با تكيه بر باورهاي ايستا كه محروم داشتن زنان از مقام‌هاي اجتماعي و مصادره قلم به دست نرينگان را تثبيت مي‌كرد، با چه پشتوانه‌اي بيت‌هايي مثل نمونه‌هاي زير را بر اذهان نسل‌هاي آينده حك كرده‌اند: اولين خون در جهان ظلم و داد/ از كف قابيل به هر زن فتاد/ (ص - 39) گفت‌ست مصطفي كه ز زن مشورت مگير/ اين نفس ما زن است اگرچه كه زاهده است/ ... گفت با زن مشورت كن و آنچه گفت/ تو خلاف آن كن و در راه افت/ نفس خود را زن شمار از زن بتر/ زان كه زن جزوي است نفست كل شر/ مشورت با نفس خود گرمي كني/ هرچه گويد، كن خلاف آن دني/ (ص - 41)

توضيحات خانم حسيني از اينگونه كه مثلا مولانا در ابيات بالا به اشتباه روايتي از عثمان يا ابوبكر را به پيامبر نسبت مي‌دهد، خواننده را از همان ابتدا متقاعد مي‌كند كه گستره ذهن نويسنده بر كل ادبيات ايران و عنوان كتاب كه همه ادبيات فارسي را در بر مي‌گيرد، تنها يك ادعا نيست. اين اثر دست‌كم دوسوم از يادداشت‌هاي مرا كه شامل زن‌ستيزي در عرفان بود، استفاده‌ناپذير كرد. نويسنده در اين اثر، زن‌گريزي، زن‌ستيزي و زن‌ستايي را مورد بررسي قرار مي‌دهد و با آوردن مثال‌هايي از نظامي، فردوسي و عطار تلاش مي‌كند جلوه‌هاي مثبت ادبيات سنتي در مورد زنان را محمل دفاع خود قرار دهد. او ضمن شاهد مثال‌هاي كافي از احترام اين بزرگان نسبت به زن، بيت‌هاي منفي شاهنامه در مورد زنان را با استدلالي درخور موجه مي‌سازد. براي مثال درباره بيت زير: كرا در پس پرده دختر بود/ اگر تاج دارد بد اختر بود/، به درستي توضيح مي‌دهد كه اين بيت از زبان افراسياب، يعني پرسوناي منفي شعر روايتي است و نه از زبان خود شاعر: «اين بيت فردوسي را متاسفانه بسياري از شاعران و نويسندگان پس از وي چون اسدي‌طوسي و سنايي نقل كرده‌اند و بر مبناي اين بيت حكم كرده‌اند كه حكيم طوس زنان را وقعي نمي‌نهاده و بديشان ناسزا گفته است.» (ص - 30).

در آينه اين كتاب كه گنجينه‌اي از دانش و حاصل عمري پژوهش هدفمند از خانم حسيني، استاد دانشگاه الزهرا است، تلاش شده از چهره زن در ادبيات حماسي، منظومه‌هاي عاشقانه، ادبيات عرفاني و تعليمي و همچنين روايت‌هاي عاميانه كدورت‌زدايي شود؛ بي‌آنكه كتاب، شمايلي از مردستيزي و فمينيسم افراطي در ذهن بگذارد. اين بزرگواري زنانه كه نمي‌خواهد با مردان همان ستمي را بكند كه مردان در حق زنان روا داشته‌اند، براي قلم‌به‌دستي مثل من آمورنده است. شايد به خاطر آنكه نويسنده ظاهرا به اصل مشي - مشيانه‌اي يا «نر – مادگي» قائل است و به آن اشاره مي‌كند. كتاب با ذكر گوشه‌اي از ميراث شوم زن‌ستيزي و زن‌كشي در آثار بزرگاني چون سعدي، خاقاني و سنايي بخشي از ريشه‌هاي عقب‌ماندگي ادبيات مردسالار را به رخ مي‌كشد بي‌آنكه قلم به زهر كينه‌اي آلوده شود: «از بخش‌هاي تاسف‌بار خاقاني تعداد ابياتي است كه اين شاعر شرواني درباره تولد دختر يا دختران خود سروده است. او زاده شدن دختر را اسباب سرافكندگي خود مي‌داند و چون نوزاد دختر درمي‌گذرد، مرگ او را عمر دوم و مايه شادي تلقي مي‌كند: سرفكنده شدم چو دختر زاد/ بر فلك سر فراختم چو برفت/ بودم از عجز چون خر اندر گل/ بر جهان اسب تاختم چو برفت/ ماتم عمر داشتم چو رسيد/ عمر ثاني شناختم چو برفت/ محنتش نام خواستم كردن/ دولتش نام ساختم چو برفت» (ص - 69)

در باب هفتم بوستان، سعدي... چنين نتيجه مي‌گيرد كه هر سال بايد زني تازه گرفت... دعاي پاياني او هم اين است كه خدايا! نصيب هيچ‌كس زن بد نكن يا اينكه اصلا بهتر است در جهان زن باقي نباشد:... زن خوب خوش‌طبع رنج است و بار/ رها كن زن زشت ناسازگار/ ... يكي گفت كس را زن بد مباد/ دگر گفت زن در جهان خود مباد» (ص - 58)

 البته بايد گفت نويسنده گاه با ريشه‌يابي ‌اين زن‌كشي كه هنوز در جامعه ما ضايعات خود را به شكل‌هاي فاجعه‌بار بازتوليد مي‌كند، با محافظه‌كاري مادرانه روبه‌رو شده است. همچنان كه الگوهاي پيشين اين نويسنده هم با محافظه‌گري‌هاي پدرسالار، عمل كرده‌اند. استدلالي مثل اشتباه در ذكر منبع روايتي خاص از عثمان يا معاويه، همان نوع استدلالي است كه در آثار دكتر زرين‌كوب هم مريدانه مي‌كوشد عرفان و بزرگانش را از زير ضربه بطلان بيرون بكشد. آقاي جلال ستاري هم در «عشق نوازي‌هاي مولانا» مي‌كوشند توجيه كنند كه «در آن عصر خاص بالاخره مولانا شخصا ترجيح مي‌داده كه محبوب خود را از ميان مردان انتخاب كند.» ( نقل از حافظه).

نه اثر خانم حسيني و نه هيچ‌يك از اينگونه نوشته‌هاي مرد محور، تن به اين اصل نمي‌دهد كه ادبيات كلاسيك ما با همه عظمت خود، در احاطه نظم منسوخ ارسطويي، بر اصل «زنجير بزرگ هستي» استوار بود كه همان‌طور كه شاه را سايه خدا مي‌دانست، همانطور كه هيچ طبقه اجتماعي حق اعتراض بر اصل «خدايگان – بنده» يا «شاه – رعيت» نداشت، زن هم در اين طبقه‌بندي طبعا از مرد پست‌تر انگاشته مي‌شد. از رودكي گرفته تا فردوسي و حافظ، در آثار هيچ يك از قدما نيست كه اطاعت از شاه به‌عنوان سايه خداوندي بر زمين، تاكيد نشده باشد. از مشروطه به بعد كه اين اصل «شاه – رعيت» مورد پرسش قرار گرفت ولي در اشكال ديگر خود بروز كرد، چرا منتقدان ما از اينكه بخواهند اصل والاتري مرد نسبت به زن را هم در كنار همين ديدگاه خدايگان - بنده‌اي بررسي كنند، واهمه دارند؟ آيا خانم حسيني با نگاه كردن به دست منتقدان مردمحور، نگاه شخصي خود را از اين پژوهش دريغ مي‌كنند، تا مبادا مغضوب نظم و آيين مردانه شوند؟ يا جنبه مادرانه ايشان - به‌عنوان شخصيت دادن به زنان هم برهمين جنبه مادري بيشتر تاكيد دارند تا شخصيت مستقل زن - باعث مي‌شود كه مهار قلم خود را نگه دارند؟ بگذار خواننده به من اتهام «كاسه داغ‌تر از آش» هم بزند؛ هرچند در مقاله در دست چاپي با نام «خفيه‌نگاري خشونت در سرزمين آدم - لتي‌ها» مفصل‌تر به اين نكته پرداخته‌ام، در اينجا لازم است ذكر شود كه اعتقاد من اين نيست كه زنان فرشته‌اند. به قول ژوليا كريستوا در كتاب سرگشتگي نشانه‌ها، «در شرق عقب‌مانده، خشونت در زنان بيش از مردان نمود دارد و بيش از يك‌سوم نيروي تروريسم را زناني شكل مي‌دهند كه در فرار از تبعيض، به نيروهاي شر پناه مي‌برند تا انتقام ستمي را بگيرند كه بر آنان رفته.» ( نقل از حافظه) مبناي پژوهش خانم حسيني از ابتدا بر اين است كه از طريق رودررو قرار دادن نگاه مثبت بزرگاني چون نظامي، فردوسي و عطار، به ردخوارداشت‌ها و زن‌ستيزي‌هاي بزرگاني ديگر چون سعدي، خاقاني، انوري و امثالهم بپردازند. يعني با همان معيار‌هاي كلاسيك به دفاع از مظلوميت زن برمي‌خيزند. طبيعي است كه وقتي جهان‌بيني فردوسي قواي موازنه اينگونه تحليل در نظرگرفته مي‌شود، بيتي مثل زن و اژدها هر دو در خاك به/ جهان پاك از اين هر دو ناپاك به/ ناديده گرفته مي‌شود و لابد استدلال نويسنده هم مثل ديگر شيفتگان ادبيات كلاسيك فارسي اين است كه «اين بيت از فردوسي، مشكوك است و در خيلي از نسخ نيامده». اين نوع نگاه كه از هر نقد ريشه‌اي بر ادبيات سنتي در هراس است، با بت‌سازي و بت‌پروري چه تفاوتي دارد؟ چرا معتقديم بزرگان ادبي مثل پيامبران الهي بايد منزه و بي‌خطا جلوه كنند؟ ادبيات سنتي ما اگر به‌عنوان نصي آسماني هم جلوه داده نشود، باز هم قدرت چوب و فلك و نمره دانشجو در دست استادان مي‌ماند كه وادارشان كنيم همين رشته‌هاي پوسيده سنتي را از حفظ كنند و يك عمر زير بار الگوسازي و تصويربرداري از بزرگان، اطاعت‌گري و زن‌ستيزي را غرغره كنند.

با اين همه، خرده‌گيري‌هاي اينچنين، چيزي از ارزش كتاب استاد حسيني كه گنجينه‌اي از اسناد ضدبشري فراهم آورده‌اند، نمي‌كاهد و اين كتاب خود مي‌تواند انگيزه آثاري ديگر شود. تا آن زمان، احترام به فرهنگ بشري، كه ذره‌ذره و با گام‌هايي كوچك‌كوچك شكل گرفته، همه خوانندگان را مديون اين اثر نگاه مي‌دارد. اين يادداشت كه قرار بود فقط شوق خواندن اين كتاب ارجمند را بازتاب دهد، ذكر بخشي ديگر از نظرگاه ويژه اين كتاب را آذين خود مي‌كند كه از معدود موارد «دل خنك كن» كتاب است و خواننده حس مي‌كند بالاخره نويسنده مستقيما لحن موهن مردانه را به خود فرهنگ مردسالار باز مي‌گرداند: «منظومه‌هاي عطار لبريز از عشق است... در آثار عطار همه رقم عشق را مي‌يابيم، ازجمله عشق مادري... عطار به هويت مادري خداوند تعالي در حق بندگانش اشارت دارد... از جالب‌ترين داستان‌هاي الهي‌نامه در حكايت مادري و عشق مادران به كودكان، داستان حوا و فرزند شيطان، خناس است... اين داستان برائت ساحت زن از اتهام فريبكاري و حيله‌گري است. در تصوف، مرد سمبل خرد و زن مظهر نفس است و همين زن است كه موجبات گمراهي مرد خود را فراهم مي‌آورد. اما در اين داستان مي‌بينيم كه اگر حوا دعوت ابليس را مي‌پذيرد، به سبب حيله‌گري وي نيست، بلكه از عشق او به كودكان و اطفال است، حتي اگر فرزند ابليس باشد... در اين داستان جهت داستان از گناهكاري حوا درباره فريب آدم متوجه خود آدم مي‌شود.» (ص. 255)

با تبريك به دانشگاه و دانشجويان الزهرا كه از اغتنام وجود چنين استادي بهره مي‌گيرند و سپاس از نشر چشمه، از ذكر اين كنجكاوي شخصي پيشاپيش پوزش مي‌طلبم و مي‌گويم كاش بدانم نظر نويسنده محترم درباره صادق هدايت چيست كه زن‌ستيزي دستمايه اصلي آثار او است و در ذهن ايشان جايگاه فروغ فرخزاد كجا است كه در آثارش، از تكه‌پاره‌گي انسان ايراني مي‌گويد.

 امروزه در كشاكش جريان‌هاي اجتماعي بايد بدانيم كه تا وقتي روشنگر و قصاب، كوچك و بزرگ و مرد و زن ما تا متوجه نشويم كه عملا نيمي از جامعه از نيمه ديگر خود، روزانه براي خود دشمني خانگي مي‌تراشد، سخن گفتن از مدارا و دموكراسي آب در‌ هاون كوفتن است و تفرقه‌افكني؛ تفرقه‌اي مرگباركه نه‌تنها در قوانين ما، نه‌تنها در سنت ما بلكه مثل آب روان در كلام روزمره ما، مادران، پدران و نياكان در پيچ‌وتاب دلهره‌آور زايش مادر، بر زبان‌مان جاري است و نماد آن همين جمله ساده است: خدا را شكر! پسر است!

 

 

نوشته شده توسط مریم حسینی در ساعت 18:16 | لینک  | 

برنامه سخنرانی های همایش کارنامه صد سال شعر زنان

در روزهای 28 و 29 مهرماه سال   1388

سه شنبه صبح: ساعت 9  -  12

سخنرانی های افتتاحیه:

سخنرانی سرکار خانم دکتر مباشری رییس دانشگاه الزهراء

سخنرانی سرکار خانم دکتر راکعی رییس همایش

سخنرانی سرکار خانم دکتر حسینی دبیر علمی همایش

رییس جلسه صبح: سرکار خانم دکتر راکعی

سخنرانان علمی:

سرکار خانم دکتر مریم  عاملی رضایی (بررسی سیر تحول مضامین مادرانه درشعر شاعران زن از مشروطه تا امروز)، جناب آقای دکتر وحید مبار ک – جناب آقای بهروز مهری (نگاهی به پیوند موسیقی و شعر در دیوان پروین اعتصامی)، سرکار خانم نرجس  سپهر نژاد (مقایسه سبکی شعر زنانه پروین اعتصامی با شعر حمیدی شیرازی در « داستان موسی»)، جناب آقای دکتر صادق زاده (بررسي اصلي ترين عوامل تحوّل آفرين در شعر و انديشه ي طاهره صفّارزاده)، سرکار خانم اسماء حسینی مقدم (نمود انقلاب در اشعار طاهره صفارزاده)، سرکار خانم مریم رضایی فرد (بررسي رابطه مضمون و تصوير در مجموعه بيعت بيداري طاهره صفارزاده)

سه شنبه بعدازظهر: ساعت 14 17

رییس جلسه: خانم دکتر سهیلا صلاحی مقدم

سخنرانان علمی:

 سرکار خانم دکتر سهیلا  صلاحی مقدم (نقد فمینیستی مادرانه های فاطمه ی راکعی)،جناب آقای اسماعیل امینی (فمينيسم و شعر زن مسلمان ايران باز خواني و تحليل اشعار دكتر فاطمه راكعي)، ، جناب آقای مهدی  افشار (نگاه مترجم به شعر فاطمه راکعی)، سرکار خانم دکتر صدیقه (پوران) علی پور (تحلیل ساختار معرفت شناسی زن در شعر زنان)، سرکار خانم الهام جوکار ( مسائل زنان در شعر زنان) سرکار خانم زهرا  استادزاده (حجاب و عفاف  از منظر شاعران معاصر زن) ، سرکار خانم طاهره سیدرضایی (روح زنانه در شعر پروين اعتصامي، سيمين بهبهاني و فروغ فرخزاد) سرکار خانم لیلا  شکوه فر (وسوسه حوا در شعر زنانه)

 

سه شنبه بعدازظهر از ساعت 18 – 20  مراسم شب شعر شاعران با حضور تنی چند از شاعران معاصر

چهارشنبه صبح: ساعت  30/8 - 10

رییس جلسه: سرکار خانم دکتر مدرسی

 سخنرانان علمی:

جناب آقای دکتر حسن اکبری بیرق (جلوه­هاي مدرنيته در شعر فروغ فرخزاد)، جناب آقای دکتر رضایی دشت ارژنه (آشنايي زدايي در شعر فروغ فرخزاد)،  سرکار خانم دکتر فاطمه مدرسی _ خانم  الناز ملکی (شگرد «تکرار» و شیوه­های آن درشعر فروغ فرخزاد)،  ، سرکار خانم زهرا طاهری (فروغ ساختار شكني پسا مدرن )، سرکار خانم مینا بهنام (حس آميزي در شعر فروغ فرخزاد ) سرکار  خانم دکتر فاطمه مدرسی –  آقای دکتر  محمد  بامدادی (شگردهاي بياني غزليات سيميمن بهبهاني)

چهارشنبه صبح: ساعت 30/10 12

رییس جلسه: سرکار خانم دکتر راکعی

جناب آقای دکتر محمد کاظم کهدویی (شعر زنان در ادبیات معاصر افغانستان )، جناب آقای دکتر نور علی  نورزاد (شعر بانوان تاجيک  از انقلاب تا استقلال)، سرکار خانم گلرخسار صفی آوا (شاعر برجسته تاجیک) خانم مطلوبه خواجه آوا (شعر زنان تاجیک) خانم خالده فروغ(از شاعران برجسته افغانستان)

 

  چهارشنبه بعد ازظهر:  ساعت 14 17

رییس جلسه: دکتر مریم حسینی

سخنرانان علمی:

سرکار خانم رویا صدر ( ژاله، پروین و زبان زنانه در طنز امروز) سرکار خانم دکتر مریم حسینی (فمنیسم ادبی در شعر زنان ایران)، سرکار خانم مرجان فردوسی – معصومه سیار ( معرفی زنان شاعر مجله عالم نسوان)  سرکار خانم لیلا  فرهادی نیک ( اين نردبان عشق، سیری در اشعار پیرایه یغمایی)، سرکار خانم نرگس حسنی (جاپای رفتنِ زنی که پیدایش نکرده‌ایم، مروری بر کارنامة شعری گراناز موسوی)،   مهشاد شهبازی (ژاله اصفهانی و شعر مهاجرت) ، فاطمه مقیمی (نقد کهن الگویی دشت ارژن سیمین بهبهانی) ،  سرکار خانم سولماز مظفری (زبان زنانه در شعر)

 

نوشته شده توسط مریم حسینی در ساعت 19:49 | لینک  | 

 

همایش شعر زنان شاعر معاصر را در پیش داریم و من این روزها سخت درگیر مطالعه مقاله های رسیده و آماده کردن چکیده ها برای چاپ هستم. جز داوری مقالات رسیدهُ در حال نوشتن چند مقاله ای درباره شعرهای زنان هستم. در این میان با نادیه آشنا شدم. شاعره ای افغانی که در جوانی توسط همسرش کشته شد. شاعری که امید شعر امروز افغانستان بود و شعر خوب بسیار داشت. شعرهایش را خواندم و بر جوان افتادنش گریستم. نادیه دانشجوی ادبیات و عاشق شعر بود. افغانها او را فروغ فرخزاد افغانستان می دانستند.شعری از نادیه را که بسیار دوست دارم و نقدی بر آن  نوشته ام در اینجا نقل می کنم.

 

شعری از نادیه انجمن   

صدای گام های سبز باران

صدای گامهای سبز باران است

اینجا میرسند از راه، اینک

تشنه جانی چند، دامن از کویر آورده، گرد آلود

نفس هاشان سراب آغشته، سوزان

کام ها خشک و غبار اندود

اینجا می رسند از راه، اینک

دخترانی درد پرور، پیکر آزرده

نشاط از چهره ها شان رخت بسته

قلبها پیر و ترک خورده

نه در قاموس لب هاشان تبسم نقش می بندد

نه حتی قطره اشکی می زند از خشکرود چشمشان بیرون

خداوندا!

ندانم می رسد فریاد بی آوای شان تا ابر

تا گردون؟

صدای گام های سبز باران است!

**

يادهاى آبى روشن

 ‏ ايا تبعيديان كوه گمنامى!

اى گوهران نام هاتان خفته در مرداب خاموشى

 ‏ اى محو گشته يادهاتان، يادهاى آبى روشن‏

به ذهن موج گل‏آلود درياى فراموشى‏

زلال جارى انديشه‏هاتان كو؟

كدامين دست غارتگر به يغما برد تنديس طلاى ناب روياتان‏

درين طوفان ظلمت‏زا

كجا شد زورق سيمين آرامش نشان ماه پيماتان؟‏

پس از اين زمهرير مرگزا

دريا اگر آرام گيرد

ابر اگر خالى كند از عقده‏ها دل‏

دختر مهتاب اگر مهر آورد، لبخند بخشد

كوه اگر دل نرم سازد، سبزه آرد

بارور گردد

يكى از نام هاتان، برفراز قله‏ها

خورشيد خواهد شد؟

طلوع يادهاتان‏

يادهاى آبى روشن‏

به چشم ماهيان خسته از سيلاب و

از باران ظلمت‏ها هراسان‏

جلوه اميد خواهد شد؟

ايا تبعيديان كوه گمنامى!

**

فرياد بی آوا

صدای گام های سبز باران است

اينجا مي رسند از راه، اينک

تشنه جانی چند دامن از کوير آورده، گرد آلود

نفس هاشان سراب آغشته، سوزان

کام ها خشک و غبار اندود

اينجا مي رسند از راه، اينک

دخترانی درد پرور، پيکر آزرده

نشاط از چهره ها شان رخت بسته

قلبها پير و ترکخورده

نه در قاموس لبهاشان تبسم نقش مي بندد

نه حتی قطره اشکی مي زند از خشکرود چشمشان بيرون

خداونداا!

ندانم مي رسد فرياد بی آوای شان تا ابر

تا گردون؟

صدای گامهای سبز باران است!

نوشته شده توسط مریم حسینی در ساعت 18:2 | لینک  | 

 

گروه مطالعات زنان
 انجمن جامعه‏شناسی ایران برگزار می‏کند:
 
 
ریشه‏های زن‏ستیزی در ادبیات فارسی
سخنران: دکتر مریم حسینی

 
زبان و هویت جنسی
سخنران: پروانه زاهدی‏فر

 
 
زمان: دوشنبه 7/2/1388             ساعت : 16:30
مکان: بزرگراه جلال‏آل‏احمد، پل‏گیشا، دانشکده‏علوم‏اجتماعی دانشگاه‏تهران، سالن‏کنفرانس انجمن جامعه‏شناسی ایران

نوشته شده توسط مریم حسینی در ساعت 8:13 | لینک  | 

 

امروز صبح در کلاس از سیمین بهبهانی گفتم. از مادر و پدر فاضلش، از شاعری مادر فخر عضمی ارغون تا شاعری دختر سیمین بهبهانی. از شرکت مادر انجمن عالم نسوان و تلاش دختر برای آزادی جامعه زنان. ادوار شعری سیمین از رمانتیک فردی تا رمانتیک اجتماعی تار سیدن به شعر سمبولیک اجتماعی. گفتم که سیمین شاعر کولی واره هاست و خود کولی شعر فارسی است. سیمین رند شعر امروز است. زنی که با داشتن بیش از هشتاد سال سن هنوز تلاش می کند تا سخن افرین باشد. هنوز شعر می گوید و هنوز امیدوار و سرخوش به روزهای زیبای زندگی می نگرد.

و بعدازظهر امروز با وی ملاقاتی داشتم. شاید باید بگویم این هم یکی دیگر از توفیق های من در زندگی ام بود که ساعتی در کنار بزرگترین شاعر شعر امروز ایران بنشینم و با او مکالمه ای داشته باشم. زنی که به هستی اش، به معلمی اش، به شعرش و به شعورش افتخار می کنم. زنی که عاشق ایران است و برای ایران و ایرانی می سراید. زنی که در هشتادسالگی و ایامی که نابینایی چشم های او بسیار شدید شده است، شعر می خواند و شعر می گوید و حضور فعال و پویای خود را اعلام می کند. زنی که آفریننده بزرگ ترین اسطوره زن ایران است. او کولی را می آفریند زن شاداب و جسور و بیباک و سخنور و ترانه خوان ایران. زن نمونه ای که سیمین خود نمونه ای از اوست.

سیمین شعر ایران همچون سیمین داستان پاینده و برقرار باد!  

نوشته شده توسط مریم حسینی در ساعت 22:25 | لینک  | 

 

کتابخانه صدیقه دولت آبادی کتابخانه منحصربفردی در تهران است. این کتابخانه در خیابان ویلا واقع است و آثار مربوط به زنان را فراهم می کند. هدف بانیان این کتابخانه ارج نهادن به آثار زنان و مطالعات و پژوهش های ایشان است. هر ساله جایزه ای هم برای بهترین آثار زنان در نظر گرفته می شود که طی مراسمی در روز زن به نگارندگان آن اهدا می شود.

امسال قرار است جایزه این کتابخانه به بهترین اثر داستانی زنان تعلق قرار گیرد. ابتدا بنابراین بود که تنهارمان ها انتخاب شوند، ولی حجم کم رمان ها برگزارکنندگان را بر آن داشت تا مجموعه داستان های کوتاه را هم در جرگه آثار مورد داوری قرار دهند. در مجموع حدود سی کتاب که در سال 1386 منتشر شده بود انتخاب شد و قرار شد تا آنها را سه داور مطالعه کنند و رأی نهایی را درباره بهترین اثر اعلام کنند.

در طول جلساتی که برگزار شد، آیین نامه و طرح مصوبی برای داوری ها معین کردیم و قرار شد برای آثاری که ارزش بحث دارند فرم های مربوطه را پر کنیم تا بتوانیم درباره آنها قضاوت درستی داشته باشیم.

حضور در این جلسه ها برای من که از هر نوع جلسه ای بیزارم خشنود کننده است. نمی دانم چرا، ولی زبانم در برابر خواهش دوستانم در حوزه مطالعات زنان الکن است. تقریبأ شرکت در بیشتر جلسات را رد می کنم، اما چند جا هست که «می لرزد دلم دستم »  و یکی از آنها شرکت در جلسه های درباره زنان است.

هیچگاه خودم را محدود به مطالعه آثار زنان نکردم و نوشته های مردان و زنان را مطالعه کرده و می کنم. بسیاری از رمان های نوشته زنان را خوانده ام و از خواندن بسیاری از داستان های مردان لذت برده ام، اما وقتی داستان زنی را در دست می گیرم و به یاد همه محرومیت های ایشان در طول تاریخ می افتم، داستان خواهر شکسپیر را به یاد می آورم و اینکه چه نبوغ و استعدادهایی که به جرم زن بودن مکمون ماندند و کسی نتوانست آن را بخواند و یا به یاد آورد. به یاد می آورم زن نویسنده برای نگاشتن هر سطر آن چه رنج ها که نکشیده و چه بارها که تحمل نکرده است. هر لرزه سینه اش را می شناسم و به هر هراس درونی او که در پشت هر سطر آن پنهان است آگاهم. بنابراین خودبه خود نسبت به هر داستان و هر شعر از زنی حساس می شوم. اگر مردان نویسنده از نبود آزادی نالیده اند و در فقدان آن صدای خود را بلند کرده اند، زنان بار رنج مضاعفی را به دوش کشیده اند. آنها نه تنها از خفقان و  استبداد درون جامعه رنج بردند، در درون خود و در درون کوچک ترین جامعه بشری یعنی خانواده هم احساس تنهایی، تنگ نفسی و محدودیت کردند. اگر مردان در انجمن های خودشان فریاد زدند و یا در درون خانه آزاد بودند، زنها این مقدار آزادی را در خانه خود هم نداشتند. آنها نه تنها اتاقی برای خود نداشتند، نه تنها دفتری برای نوشتن نداشتند، حتی از اینکه بنویسند هم شرم داشتند. آنها نمی دانستند این دفترچه ممنوع خاطرات خود را کجا پنهان کنند. چرا که مرتکب گناهی بزرگ شده بودند و آن ابراز هویت بود که کم کم تبدیل به احراز هویت می شد.

این روزها که که داستان های زنان را که در سال 86 منتشر شده، مطالعه می کنم این حس در من دوباره برانگیخته شده است. حجم بزرگی از این داستان ها اندوه زن بودن است.

نوشته شده توسط مریم حسینی در ساعت 18:23 | لینک  | 

مقاله از رند حافظ تا کولی سیمینُُ نشریه حافظ شهریور ۱۳۸۷
نوشته شده توسط مریم حسینی در ساعت 10:40 | لینک  | 

مقایسه تطبیقی حکایت های هندی – ایرانی در ادب کلاسیک فارسی، پژوهش زنان، پاییز 86 ،دوره 5 ،  شماره 2
نوشته شده توسط مریم حسینی در ساعت 20:1 | لینک  | 

پری در شعر مولانا، نشریه علمی- پژوهشی دانشگاه الزهراء، زمستان 86 و بهار 87
نوشته شده توسط مریم حسینی در ساعت 20:0 | لینک  | 

مقایسه تطبیقی سیمای زن در آثار دو شاعر آذربایجانی ، نشريه علمي پژوهشي دانشكده ادبيات و علوم انساني دانشگاه كرمان ، ادبيات و زبان ، بهار ۸۷
نوشته شده توسط مریم حسینی در ساعت 19:58 | لینک  | 

زنددخت ، مجله زنان ، زمستان 84
ادامه مطلب
نوشته شده توسط مریم حسینی در ساعت 19:57 | لینک  | 

اتاقي از آن خود ، سمرقند ويژه نامه ويرجينيا وولف 1382 شماره 1

نوشته شده توسط مریم حسینی در ساعت 19:55 | لینک  | 

:
: ح‍س‍ی‍ن‍ی‌، م‍ری‍م‌
: ک‍س‍ی‌ ک‍ه‌ م‍ث‍ل‌ ه‍ی‍چ‌ ک‍س‌ ن‍ی‍س‍ت‌/ ح‍س‍ی‍ن‍ی‌، م‍ری‍م‌
: ، زن‍ان‌، ش‌ ۱۰۷، (اس‍ف‍ن‍د ۱۳۸۲): ص‌ ۸۰ - ۸۵.
:
نوشته شده توسط مریم حسینی در ساعت 20:12 | لینک  | 

:
: حسینی، مریم
: شعوانه پارسا زن عارف شاعر ایرانی قرن دوم هجری/مریم حسینی
: پژوهشهای ادبی ،ش ۵ ، پاییز ۱۳۸۳: : ص ۳۹ - ۵۴
:
:

 

نوشته شده توسط مریم حسینی در ساعت 20:11 | لینک  | 

حسینی، مریم
زن در آثار شیخ عطار نیشابوری، مظهر پارسایی و عشق الهی/مریم حسینی
اطلاعات ، ۱۴ تیر ۱۳۸۶: : ص ۱۰ ۱۳ ضمیمه برگرفته از فصلنامه زنان
 
نوشته شده توسط مریم حسینی در ساعت 20:9 | لینک  | 

: حسینی، مریم
: روایت زنانه در  داستان‌نویسی زنانه/مریم حسینی
: کتاب ماه ادبیات و فلسفه ،ش ۹۳ ، تیر ۱۳۸۴: : ص ۹۴ - ۱۰۱

 

نوشته شده توسط مریم حسینی در ساعت 20:7 | لینک  | 

حسینی، مریم
جنس دوم سیمین دانشور مریم حسینی
نافه ش ۳۲مرداد و شهریور ۱۳۸۵:ص ۳۰ - ۳۸
دانشور، سیمین، ۱۳۰۰

 

نوشته شده توسط مریم حسینی در ساعت 20:6 | لینک  | 

‏شماره کتابشناسی ملی : ایران‭۸۳-۲۵۴۷۵
‏سرشناسه : ح‍س‍ی‍ن‍ی‌، م‍ری‍م‌
‏عنوان و نام پديدآور : ب‍ر زورق‍ی‌ از ع‍اج‌ و ب‍ل‍ور در آس‍م‍ان‌ ح‍ری‍رگ‍ون‌ ش‍ع‍ر ف‍روغ‌/ ح‍س‍ی‍ن‍ی‌، م‍ری‍م‌
‏منشا مقاله : ، ش‍ع‍ر، ش‌ ۳۵، (ب‍ه‍ار ۱۳۸۳): ص‌ ۳۶ - ۴۰.
‏توصیفگر : ش‍اع‍ران‌

ش‍ع‍ر

ف‍رح‍زاد، ف‍روغ‌

م‍ق‍ولات‌ واژگ‍ان‍ی‌

 
نوشته شده توسط مریم حسینی در ساعت 20:4 | لینک  | 

: حسینی، مریم
: آرمان شهر زنان : مقایسه تطبیقی داستان شهر زنان در اسکندرنامه، شاهنامه و اسکندرنامه نظامی، با اسطوره‌های کهن یونانی و داستانهای اوتو پیایی/مریم حسینی
: پژوهش زنان ،ش ۱۵ ، پاییز ۱۳۸۵: : ص ۱۱۷ - ۱۳۱

 

 
نوشته شده توسط مریم حسینی در ساعت 19:58 | لینک  |