اگر سبز می شود

 

این روزها شور انتخابات فراگیر است. ابیاتی از صائب را پیکش شور جوانان این مرز و بوم می کنم.

در شوره زار دانه اگر سبز می شود         از چرخ بخت اهل هنر سبز می شود

روزی که برف سرخ ببارد ز آسمان               بخت سیاه اهل هنر سبز می شود

گر از بهار سبز شود تخم سوخته           دل هم به سعی دیده تر سبز می شود

نشو و نما ز زخم زبان است عشق را             اینجا نهال از آب تبر سبز می شود

از بخت تیرگی عرق سعی می برد                مژگان اگر ز دیده تر سبز می شود

گر آب چشم دام کند سبز دانه را                    تخم امید اهل نظر سبز می شود

از دل درین جهان طمع خرمی مدار           کاین دانه در زمین نظر سبز می شود

در سنگدل اثر نکند شعر آبدار                  از ابر اگرچه کوه و کمر سبز می شود

تخم امید، سبز درین روزگار خشک      گر می شود به خون جگر سبز می شود

حج شریعتی

سیزده سال پیش از این بود، مهر ماه 1375 که برای نخستین بار به سفر حج عمره مشرف شدم. هنوز ذوقی را که آن روزها از بجا آوردن آن اعمال عبادی کسب کردم مزه مزه می کنم. شرکت در آیینی  روحانی برای دیدار با دوست و با خود.سفری برای رسیدن به خانه اصلی خود. در آن سال ها برای تشرف کتاب های زیادی را مطالعه کردم که سخت مفید افتاد و من پیش از سفر تقریبأ از فضای جفرافیای و تاریخی اماکنی که قرار بود بازدید کنیم مطلع و با ویژگی های مراسم؛ و آداب ظاهری و باطنی آن آشنا شدم. اما کتابی که بیش از هر اثر دیگری بر من تأثیرگذار بود کتاب حج دکتر شریعتی بود.

فکر نمی کنم کسی بتواند انکار کند که حجی دلخواه گذارده و کتاب شریعتی را نخوانده است. شریعتی با آن روح بزرگ عرفانی خود که می توانست تمامی حقایق را به چشم دل مشاهده کند، اسرار مناسک حج را نگاشت و برای ما به یادگار گذاشت. کتاب مهرماه سال 1350 با نظر خوداستاد شریعتی به چاپ رسیده بود.

و حالا پس از گذشت بیش از سی سال از انتشار این کتاب، آن را باری دیگر مرور کردم. هنوز این کتاب بهترین اثری است که در زمینه تحلیل مناسک حج نگاشته شده است. و من از طرفی خوشحالم که کتاب را بار دیگر خواندم و غرق لذت شدم و متأسف شدم که علیرغم تلاش فراوان سازمان حج و زیارت برای اعزام کاروان های حجاج و تبلیغ و تعلیم حج نتوانسته تنها یک کتاب برای آشنایی بهتر و بیشتر زائران تألیف کند. دیروز مروری بر کتاب ها و بعضی نوشته های اینترنتی این سازمان و دیگر سایت ها داشتم. همه مطالب آن نوشتجات برای تعلیم آداب ظاهری حج بود. برای توضیح طهارت لباس و جسم! و سخنی از پاکی روح و جان نبود. و اگر هم بود انقدر ابتدایی و بچه گانه نوشته شده بود که نمی توانست هیچ جذابیتی ایجاد کند. حتی در بعضی از این کتاب ها شعر ناصرخسرو را هم تحریف کرده بودند و آن را به شکلی ناهنجار و کژ و کوژ ارائه کرده بودند. با خود گفتم همین است که می بینیم حاجیان گروه گروه برای رفتن به این سفر آیینی راهی می شوند و هیچ تغییر و تبدیلی در آنها مشاهده نمی شود. آنها با دست های پر باز می گردند، اما قلب هایشان همچنان خالی ست. آنها در این سفر گریستن و نوحه خوانی را می آموزند، اما لبخندی تازه و نو به زندگی را نه!

مفهوم مرگ از این روزمرگی زندگی و تولدی دوباره در عالمی نوین را هیچیک از این کتاب های تازه تدوین شده یاداوری نکرده بودند. تمامی رمز این اعمال را باید در نوزایی خلاصه کرد. تولدی دیگر برای برخورداری از چشمه زمزم که چشمه آب حیات و آب زندگانی ست. امیدوارم فرصت داشته باشم تا درباره طرز بینش خود نسبت به این آیین بنگارم.